ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

265

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

مسابقه كه در نيم ميل مسافت انجام مىشود سختتر از آن جلوه مىكند كه در واقع هست ؛ زيرا پس از آنكه گروه اول قسمتى از مسافت تعيين شده را دويد بىآنكه تماشاگران ملتفت شوند جاى به گروه ديگرى مىدهد و آنها نيز به همين ترتيب به دستهء بعدى جاى مىپردازند تا آنكه آخرين دسته درحالىكه ظاهرا از نفس افتاده‌اند به مقصد مىرسند ؛ اما جايزهء مسابقه را طبق توافقى كه قبلا شده است برندگان با بقيهء همكاران خود تقسيم مىكنند . شاه در اين حيص و بيص صبحانه صرف مىكند و آنگاه خوشحال و مسرور از كارآئى اسبهاى ايرانى به خانهء خود بازمىگردد . سرانجام روز سيزدهم يعنى آخرين روز عيد فرا مىرسد . مطابق با يك رسم كهن گويا تمام خانه‌ها در چنين روزى معروض خطر ويرانى هستند . به همين دليل همه از دروازهء شهر خارج مىشوند و به باغها روى مىآورند . بخصوص زنان كه علاوه بر هراس از خطرى كه ظاهرا آنها را تهديد مىكند به انگيزه‌هاى ديگرى نيز به دشت و صحرا مىروند . براى اينكه تا حدودى از هجوم زنان به خارج شهر جلوگيرى شود به دستور كلانتر از هر زنى عوارض ناچيزى وصول مىشود . با اين روز ديگر شاديهاى نوروز پايان مىپذيرد . از نظر كشاورز عيد مبدأ زمانى است كه بر محور آن كار آماده‌سازى زمين ، بذر پاشيدن و محصول برداشتن را تعيين مىكند ؛ وى مىداند كه اين تخم يا آن تخم را بيست روز پيش يا پس از عيد بايد افشاند ؛ اين يا آن درخت را چند روز پيش يا پس از عيد بايد پيوند زد ؛ روىهم‌رفته نوروز در زير آسمان شاد و زيباى ايران جشنى است براى شادى و شادكامى ؛ مع هذا به علت اسراف و تبذيرى كه در كار برگزارى اين جشن مىشود آثار نامساعد آن تا مدتى در زندگى خانواده‌ها برجا مىماند .